• وبلاگ : دختري با كوله‏ باري از اميد
  • يادداشت : مشق زندگي
  • نظرات : 4 خصوصي ، 69 عمومي

  • نام:
    ايميل:
    سايت:
       
    متن پيام :
    حداکثر 2000 حرف
    كد امنيتي:
      
      
     
    مگر مي‌شود نيامده باز
    به جانبِ آن همه بي‌نشانيِ دريا برگردي؟
    پس تکليف طاقت اين همه علاقه چه مي‌شود؟!
    تو که تا ساعت اين صحبتِ ناتمام
    تمامم نمي‌کني، ها!؟
    باشد، گريه نمي‌کنم
    گاهي اوقات هر کسي حتي
    از احتمالِ شوقي شبيهِ همين حالاي من هم به گريه مي‌افتد.
    چه عيبي دارد!
    اصلا چه فرقي دارد
    هنوز باد مي‌آيد،‌ باران مي‌آيد
    هنوز هم مي‌دانم هيچ نامه‌اي به مقصد نمي‌رسد
    حالا کم نيستند، اهلِ هواي علاقه و احتمال
    که فرقِ ميان فاصله را تا گفتگوي گريه مي‌فهمند
    فقط وقتشان اندک و حرفشان بسيار و
    آسمان هم که باراني‌ست ...!

    مگر مي‌شود نيامده باز
    به جانبِ آن همه بي‌نشانيِ دريا برگردي؟
    پس تکليف طاقت اين همه علاقه چه مي‌شود؟!
    تو که تا ساعت اين صحبتِ ناتمام
    تمامم نمي‌کني، ها!؟
    باشد، گريه نمي‌کنم
    گاهي اوقات هر کسي حتي
    از احتمالِ شوقي شبيهِ همين حالاي من هم به گريه مي‌افتد. حنل