با توام اي دشت بيپايان سوار ما چه شد
يكهتاز جادههاي انتظار ما چه شد
آشناي "لافتي الا علي" اينك كجاست
وارث "لاسيف الا ذوالفقار" ما چه شد
چارده قرن است چل منزل عطش پيمودهايم
التيام زخمهاي بيشمار ما چه شد
ذوالجناحا عمر ما چون عمر عاشورا مباد
دشت را گشتي بزن بنگر سوار ما چه شد
باز اي موعود بي تو جمعهاي ديگر گذشت
بيقراري كشت ما را پس قرار ما چه شد
مينشينم تا ظهور سرخ مردي سبزپوش
آن زمان