سلام ياسي جونم
مرسي که خبرم کردي
خوشحالم از اينكه بازم دعوت شدم به اينجا هرچند بي دعوتم خودم مثل يه مهمان ناخونده مزاحمت ميشدم......
گلدان شکست ، پنجره خم شد ، کلاغ مُرد دنيا دوباره در شُرُفِ اتفاق ... مُرد کودک نشسته گريه ، فقط گريه ، جيغ ... جيغ زن در کنار ِ شعله ي داغ ِ اجاق مُرد !... هي طعنه مي زند به زمين آسمان... مَرد - در خود فرو رفته ... چرا؟! اشتياق مُرد ... گنجشک ِ کوچکي که خودش را رسانده بود - بالاي تک درخت ِ قديمي ِ باغ ... مُرد !! اين جا زمين لرزه ... زمين ، لرز مي کند غم شعله مي کشد ... و زمين داغ ِ داغ مُرد پايان ِ شعر هم ، همه جا تيره تر شد و کودک درون ِ حجم ِ سياه ِ اتاق مُرد !...