تو این هوای گرم تابستونی دلم هوای تو رو کرده ، یه دوست ، که بشه باهاش حرف زد ، تو چشماش نگاه کرد و برای پریدن ازش اجازه نگرفت ! یه دوست که بتونه چشمای منُ باز کنه ، احساس منُ لمس کنه و نگاه منُ نسبت به هر چیزی که میبینم بالا و بالا تر ببره ! یه دوست که جرات کنه در اوج با من ملاقات کنه ، دور از هر تردید و ترسی ! دور از هر تصوری که پا در زنجیر خاک داره ، دور از باید ها و نباید ها ... یه دوست که مثل یه ستاره روشنم کنه ! اسیر زمان و در بند مکان نباشه و هر لحظه منُ به ابدیت پیوند بده ... منُ تا اون ستاره که به من چشم دوخته نزدیک کنه . من از ذوب شدن نمیترسم ، اگه بدونم تا همیشه در قلب یه ستاره خواهم سوخت ! هر دردی کنار یار شیرینه ! تحملش آسون تر ه ! غم آدما غم تنهاییه ! بی همدلی و بی همزبونیه ! نذار از ترجیع بند نمیشه نمیشه گوشتت تلخ بشه !!!